حكيم ابوالقاسم فردوسى
71
متن كامل شاهنامه فردوسى (شرح ميترا مهرآبادى)
جمشيد پادشاهى جمشيد « 1 » هفتسد سال « 2 » بود
--> ( 1 ) - جمشيد Jamid ، اين نام به صورت جمشاد Jamdh نيز ضبط شده است . در اوستا اين نام ييمه خشئت Yima xaeta است كه نامى است مركب از دو جزء ييمه ( جم ) خشئت ( شيد ) . در باب معنى جزء اول حدس زده شده كه به معناى توامان و همزاد باشد ( گويا جمشيد با خواهرش جمى ( يمى ) يا جمگ دوقلو بودهاند ) ، گرچه در معنى اين جزء ، ترديد هست . اما در باب جزء دوم يعنى شيد هيچگونه ترديدى نيست . شيد همان صفت خشئت Xaeta اوستايى به معنى درخشان و روشن است كه در فارسى شيد شده است . همين صفت است كه با خور آمده و آن را به خورشيد تبديل كرده است . گفته شده از آن رو كه جم بسيار زيبا بوده و صورتى درخشان و نورانى داشته جمشيد ناميده شده است . اكثر منابع بر اين معنى متفق هستند . ر . ك . پورداود ، يشتها ، ج 2 ، ص 181 پورداود ، يادداشتهاى گاتها ، ص 153 صفا ، حماسهسرايى ، ص 440 طبرى ، تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 117 اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 32 - 31 مقدسى ، آفرينش و تاريخ ، ج 3 ، ص 121 بلعمى ، تاريخ بلعمى ، ج 1 ، ص 130 مسكويه ، تجارب الامم ، ج 1 ، ص 56 مجمل التواريخ و القصص ، ص 25 . صاحب اين كتاب در جاى ديگر از همان ، شيد را به معنى خور آورده است ، حال آنكه اشتباه مىباشد و شيد صفت خور است نه خود آن . ر . ك . ص 417 خوارزمى ، مفاتيح العلوم ، ص 99 نويرى ، نهاية الإرب ، ج 10 ، ص 148 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 80 ابن خلدون ، العبر ، ج 175 . دو صفت ديگر نيز در اوستا براى جم ذكر شده است : يكى صفت هوَثوَ است كه معادل پهلوى آن هورمگ Hramag به معناى « خوب رمه » يا « دارندهء رمه و گلهء خوب » است . ديگرى صفت سريرَ sarir به معناى زيبا است . ر . ك . صفا ، حماسهسرايى ، ص 441 پورداود ، يشتها ، ج 1 ، ص 180 . ( 2 ) - در باب مدت شاهى جمشيد روايات متفاوتى وجود دارد : برخى آن را همچون حكيم فردوسى 700 سال دانستهاند . ر . ك . يعقوبى ، تاريخ يعقوبى ، ج 1 ، ص 193 مستوفى ، تاريخ گزيده ، ص 81 ابن خلدون ، العبر ، ج 1 ، ص 175 . مسعودى آن را 700 سال و 3 ماه ذكر كرده است . التنبيه و الاشراف ، ص 82 . برخى ديگر اين مدت را 716 سال دانستهاند . ر . ك . اصفهانى ، تاريخ پيامبران و شاهان ، ص 10 مجمل التواريخ و القصص ، ص 39 ابن بلخى ، فارسنامه ، ص 30 و 10 . در ميان همين گروه ، بعضى مدت شاهى او را 616 سال دانستهاند كه با احتساب 100 سال كه به علت غلبه ضحاك از كشور فرارى شد تا زمانى كه كشته شد ، همان 716 سال مىشود . ر . ك . بندهش ، ص 155 رساله علماى اسلام در كريستين سن ، نخستين انسان و نخستين شهريار ، ج 2 ، ص 367 اصفهانى ، همان ، ص 20 . ابن قتيبه اين مدت را 760 سال دانسته است . المعارف ، ص 652 . مسعودى در دو روايت ديگر 600 سال و نيز 900 سال و 6 ماه آورده است . مروج الذهب ، ج 1 ، ص 218 . نويرى طى سه روايت به ترتيب 600 سال ، 700 سال و 6 ماه ، 990 سال ذكر كرده است . نهاية الإرب ج 10 ، ص 148 . و ثعالبى اين مدت را 520 سال گفته است . ثعالبى ، تاريخ غررالسير ، ص 47 . طبرى نيز در سه روايت به ترتيب 616 سال و 6 ماه ، 716 سال و 4 ماه و 20 روز ، 719 سال ذكر كرده است . تاريخ طبرى ، ج 1 ، ص 120 - 119 و 117 .